محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
523
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
در برابر استاد « 1 » و اركان دولت و اعيان حضرت هر كدام در مقام و مرتبهء خود قرار گرفته جميع امراى عظام و وزراى كرام ذوى الاحترام على حسب مراتبهم ، مراسم تهنيت بجاى آوردند و مترصد حكم و فرمان بوده سه روز با او [ به ] اين عنوان سلوك كردند و آن بدبخت بىسعادت ، درين سه روز حكمى نكرد الا آنكه گفت پسران صاحب حسن همه پيش من حاضر باشند و هر كدام را خدمتى فرموده با ايشان موانستى داشت . روز چهارم نواب و الا جناب خواست كه مرتبهء او را از مقام سلطنت بلندتر گرداند فرمود كه دارى بلند ترتيب دادند و باشارت « خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ « 2 » » او را گرفته بر دار عبرت و ملامت كشيدند و لشكريان او را تير باران كرده جسد پليدش بر فراز دار گذاشتند و موكب همايون از آن منزل كوچ كرده متوجه لرستان شد . اما در آن روز كه درويش خسرو مؤاخذ گرديد ، حكمى به كاشان و اصفهان فرستادند كه حكام پيروى نموده ازين طبقهء فسقهء جهنميه هركرا بدست آورند مقيد ساخته نگاه دارند . در كاشان تفحص و تجسس نموده چند كس كه اشهر « 3 » و اعرف اين قوم بودند و مقدم و خليفهء ايشان پيرى مير احمد نام بود گرفته مقيد و محبوس ساختند و در اصفهان نيز ملا عنايت نامى را گرفته نگاه داشتند اما در آخر بخشيده شد . و چون موكب ظفر قران از بلاد لرستان معاودت نمود ، روزى در دار السلطنهء قزوين مجلسى بوجود علماى فضيلت قرين و فضلاى افادت آيين ترتيب يافته ، آن كهنه ملحد يعنى درويش خسرو را حاضر كردند و بعضى از علماء سؤال چند ازو كرده ، بعضى را جواب گفته اكثر نامقابل در مقابل گفت « 4 » و نواب اعراض فرموده نهيب داد كه بيرونش كنيد و ريش دراز مانند دم سگش را كندند و آن دجال شكل
--> ( 1 ) - م : ايستاده . ( 2 ) - سورهء 44 آيهء 47 ، نسخهء م : فعلوه . ( 3 ) - م : چند كس اشهر . ( 4 ) - م : اكثر را ناقابل در مقابل گفت .